دفتر انشای من
زنگ انشا و من و دفتر انشای من
نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ توسط فاطمه

سلام...

نمی دانم از کجای آسمان بر قلب ترک خورده ام باریدی که با تمام وجودم به لرزه افتادم

غم هایم فراموشم شد

دستانم را به سویت دراز کردم تا شاید کمی هم از مهرت بر روی دو دست ناتوانم ببارانی

و تو با تمام عشقت از مهر لبریزم کردی

از گوشه و کنار ویرانه ی وجودم که گذر میکنی نوری به روشنایی خورشید بر دلم میتابد

من جان میگیرم...از تو

از تو که بهترین و مهربان ترینى....ای خدای خوبم

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱۱/٥ توسط فاطمه

سلام...اسم مطلبو گذاشتم لبخند ها تا یکم از تلخی مطالب وبلاگم کم بشه

بابا کم شیرینش کنیم بد نیست که ... هان؟نیشخند


وای راستی!!!!خوبین؟فرشته

منم خداروشکر خوبه خوبمخجالتسلام دارم خدمتتوننیشخند


ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

من یک بنده ام!بنده ای عاشق که تنها برای معشوقش می نویسد!معشوق من آن کسی ست که عشق را با دست پرمهرش آفرید تا مارا عاشق و دیوانه ی خویش سازد!
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
صفحات جانبي
پيوند ها
قالب وبلاگ