میشود در آسمان زندگی یک سبد از غنچه های یاس داشت.........
یا که در سوز و گذاز شمع عشق مثل پروانه کمی احساس داشت.....
****
رفتنت کافی نبود؟ حالا داری در شعرهای دیگران پرسه می زنی؟! شعرم را حلالت نمی کنم اگر بین واژه های نامحرم ببینمت.
بی مطلبی ست و هزاااااااار درد سر،به بزرگی خودتون ببخشید منو
سلام!
نا به سامانم
سوغات نبودن هایت است این نا به سامانی ها ...
هر جایی از این دیار را که زیر پا میگذارم ذره ای از تو در آن نهفته اند... انگار تو در لحظه لحظه هایشان حضور داری
میگویند دلتنگ ها باید گریه کنند تا سبک شوند
اما من هرگز نمیگریم
تا از تو ... از تنهاترینم سبک شوم
شوق و شور روز های با تو بودن هنوز در لابه لای نگاه هایم پیداست
انگار همین دیروز بود
تو اینجا بودی و آوای آواز هایت بر فراز سقف قلبم طنین انداز میشد
هنوز هم قلبم از نوایت مرتعش است و میلرزد
خداوندا! تو خود میدانی که من بی او حتی من هم نیستم چه رسد به ...
روحم تکه پاره است از سخنان مردمان بی احساسی که تنها میتوانند از پشت نقاب دلسوزی بی موردشان، زندگی ها را بررسی کنند ...
انگار برای هیچ کدامشان واژه ی عشق و احساس معنی نشده است!
هیچکس نمیفهمد که تنها دار و ندار یعنی چه ... یعنی که ...
حال که او نزد توست خدایا... مراقبش باش ...
من که در این هستی بی کران نتوانستم مواظبش باشم ... اما تو که قادر و توانای مطلقی نگذار غصه دلش را بیازارد
نکند فرشته هایت از دلتنگیهای من برایش حکایت کنند و نگرانش کنند...
حتی اگر در اوج درد هم بودم ، طرحی دروغین و لبخند به لب از من نشانش بده تا شاید نفهمد که اینجا بی او در چه وضعی هستم...
کاش هیچگاه او از من و من از او نبودم ... خواهری و برادری ...
حالا من برای خانواده ام دو نفر محسوب میشم هم خودم هم او ...
چه کنم که هیچگاه نمیتوانم همچون او مهربان و آسمانی باشم
اوحقش آسمان بود و من هنوز محتاج یک نسفم ...
روزها به سرعت
از پی هم می آیند و می روند...
منم و صفحه های سفید هراس آور تقویم،
خدایا می شود کمی گذر این ثانیه ها را
کندتر کنــی؟؟؟
به نام خالق بهترین ها
سلام!
سال نوتون مبارک دوســـــــــــــــــــــــــــتان 
از همه به خاطر غیبت طولانی ام عذر خواهی خواهی می کنم.ببخشید
داشتم بین وسایلم می گشتم که ناگهان یه نوشته ی کوتاه اما قشنگ پیدا کردم .
نمی دونم مال چه موقعه اما خواندنش ضرر نداره......
ادامه مطلب...