راز...

:bau:به نام خالق هستی:bau:

سلام!

هر کسی توی دلش یه رازی داره،رازی که فقط خودش از اون خبر داره و خدا جون:bau:

بعضی ها رازهاشون رو با دیگران قسمت میکنن :agw:

بعضی ها هم اون ها رو تا ابد تو دلشون نگه میدارن:bal:

خیلی وقتا شنیدیم که میگن  :bak:: حرف زدن آدمو سبک میکنه ، آدم نباید بار مشکلاتش رو خودش تنهایی به دوش بکشه ، باید دیگران رو هم سهیم کنه

اما به چه قیمتی؟!:bay:

به قیمت از دست رفتن غرورش؟به قیمت ترس از اینکه نکنه بعدا این راز درجایی فاش بشه؟به قیمت اعتماد؟و...و...و...

اصلا چرا آدم ها به هم اعتماد میکنن؟:adi:

چرا رازشونو نمیذارن بین خودشون و خدا جون بمونه ؟:adi:

شاید تو خلقتشون اینطور بوده،نه؟:adi:

یک لحظه به راز هاتون فکر کنید....چند تا از این رازها زیر بار اعتماد رفتند؟:baz: و چند تاشون تو صندوقچه ی ذهن شما دارن خاک میخورن؟:aeu:

وقتی به راز هامون فکر میکنیم تازه یاد آرزو هامون می افتیم ، خیلی از راز های ما آرزوی ما هستند ، حتی داشتن یه بسته شکلات با طعم شیر که یه بچه ی کوچیک از تو یخچال برمیداره و اونو تو یه جای اتاقش مخفی میکنه و هر بار آرزو میکنه که خواهر کوچک ترش اون بسته رو نبینه تا وقتی که مادرش خونه نیست یک دونه از اون شکلات ها رو بخوره !!!:baf:

جالبه نه؟!

خاصیت داشتن راز همینه

ما آدم ها چه بخوایم چه نخوایم بالاخره حداقل یک راز هر چند کوچک تو قلبمون یا در واقع تو ذهنمون داریم

بهش فکر کنید ...

بهترین ها رو براتون آرزو میکنم ، موفق باشید:bce:تا بعد

 

 

/ 16 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسوتا

به جان ثانیه هایی که در فراق چشمانت می گذرند ، دل کوچکم تنگ نگاه توست [ماچ]

پسوتا

نبوده ، نیست ، نخواهد بود ! عزیزتر از تو کسی برای من .

پسوتا

نمیدانم ! دل من نازک است یا چشمان تو تیز ، هرچه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره میشه !

سایک

سلام ممنون که بهم سرزدین به نظر من آدما متفاوتن و اینکه بعضیها تحمل کشیدن بار خودشون و حتی بار دیگران رو هم دارن و بعضیا هم حتی از پس نگهداشتن راز خودشون هم بر نمیان پاینده باشید

پسوتا

بهترین آرزوها را برایت دست فرشته ها سپرده ام ، نگاهت به آسمان باشد !

پسوتا

اگه معرفت با مسیر طولانیش ایستگاه آخری داشته باشه ، تو آخرشی !

پسوتا

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم / بی دیدنش از دیده نیاساید چشم / ما را ز برای دیدنش باید چشم / ور دوست نبینی به چه کار آید چشم .

پسوتا

ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک / هرکه از دیده ی مان رفت ز خاطر ببریم .

پسوتا

اعتبار آدمها به حضورشون نیست ، به دلهره ایست که در نبودشون ایجاد میشه !